برهان الدين محقق ترمدى
6
معارف ( مجموعه مواعظ و كلمات سيد برهان الدين محقق ترمدى ) ( فارسى )
باطن بىخبر [ 1 ] و خالى بودند اكنون توهم تربيت ظاهر مىكنى و باطن را فرومىگذارى چنانك قايل گويد : [ 2 ] جان از درون به فاقه 10 و طبع از برون ببرگ * ديو از خورش به هيضه و جمشيد ناشتا اكنون بكن دوا كه مسيح تو بر زمى است [ 3 ] * جون شد مسيح سوى فلك فوت شد دوا جون موش صورت و طبيعت و هوا [ 4 ] در چاه دلت افتاده است نتوانى بحقايق معانى آب حيوة پاككننده [ 5 ] رسيدن قوله تعالى [ 6 ] إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ « 1 » و قوله لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ « 2 » تا آن موش را برنكشى [ 7 ] و اين چاه [ 8 ] وجودت را پاك نكنى كه لا يمسّه الّا المطهّرون يعنى كلام پاك را جان پاك بايذ و كمان قرآن را هم رستم [ 9 ] بايد كه بكشذ و تيغ ذو الفقار را هم بازوى على مىبايد [ 10 ] و بكر دوشيزه را مرد بايد تا بكارت او زائل كند [ 11 ] عورات و مخنّثان و عنّينان كى توانند [ 12 ] جون ترا جان نباشد سخنان ترا كى جان باشد فقه و وعظ و تفسير و غير آن كه [ 13 ] در كتب
--> ( 1 ) - سل : بىخبر است . ( 2 ) - چنان كه مىفرمايد خداوندگار ما ( 3 ) - سل : زمينست ( 4 ) - سل : طبيعت هوا ( 5 ) - سل : آب پاك حيوة پاككننده ( 6 ) - سل : ندارد . ( 7 ) - سل : نكشى ( 8 ) - سل : چاه ( 9 ) - سل : رستمى ( 10 ) - سل : بايد تا گردن كفار زند ( 11 ) - سل : هم مردى بايد تا بكارت بكر تواند زائل كردن ( 12 ) - سل : كى توانند بكارت زائل كردن ( 13 ) - سل : و غيره آنكه ( 1 ) - قرآن كريم ، التوبة / 28 ( 2 ) - قرآن كريم ، الواقعة / 79